دومین سفر پسرک ،کیش
چند هفته پیش تو شیش و بش این بودیم که کجا بریم مسافرت .من به خاطر باراد زیاد راضی به سفر با
ماشین خودمون نبودم چون مطمئن بودم که توی راه اذیت میشه و ما رو هم ناراحت میکنه خدا هم
صدای من و شنید و یک مسافرت کیش واسه ی ما ردیف کرد .
من ، امین و باراد به همراهی مامانم ،علی ،اعظم و نجمه راهی شدیم .جای همه خالی خیلی خوش
گذشت .تنها تفاوتی که این سفر با بقیه ی سفرها واسم داشت این بود که به جای این که برم بازار
تمام مدت کنار آب بودیم تا هم گرممون نشه هم باراد بتونه آب بازی کنه و هم خودمون بتونیم چند تا
بازی آبی انجام بدیم .چند تا از عکس هاش و میزارم تا ببینید که چقدر خوشحال بود که بازی می کرد






این عکس ها مربوط به تاریخ ۱۹/۵/۹۱
روز پنج شنبه ساعت ۷ بعد از ظهر
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:37 توسط هانیه
|
مینویسم برای او، از لحظه لحظه ی شکفتنش تا شاید روزی با این خاطرات یادی کند از مادری عاشق ...