مش باراد
امروز باراد و بردم پیش امام رضا و پسرم شد مش باراد.
این مطلب و همین الان تو وبلاگ کسی خوندم نمیدونم چرا با احساس من توی حرم هم خونی داشت.
به دنبال کسی میگردم
نه میدانم نامش چیست؟
ونه میدانم چه می کند؟
حتی خبری هم از رنگ چشمهایش ندارم!
رنگ موهایش را نمیدانم!
ولبخندش را ندیده ام!
فقط میدانم که نیست....
دکتر علی شریعتی
نه میدانم نامش چیست؟
ونه میدانم چه می کند؟
حتی خبری هم از رنگ چشمهایش ندارم!
رنگ موهایش را نمیدانم!
ولبخندش را ندیده ام!
فقط میدانم که نیست....
دکتر علی شریعتی
من نمی تونم بفهمم از خودم دور شدم یا خیلی نزدیک به منم . این منم ؟ گیج گیجم !
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:21 توسط هانیه
|
مینویسم برای او، از لحظه لحظه ی شکفتنش تا شاید روزی با این خاطرات یادی کند از مادری عاشق ...