امشب برای اولین بار به بارادم غذا (شیره بادام)دادم .آخه این کپلی با شیر سیر نمیشه تازه مهمتر از

همه مگه میشه آدم دندان داشته باشه و غذا نخوره .آنقدر با اشتها می خورد که منم به هوس انداخت

و مجبور شدم  چند باری به ظرفش ناخنک بزنم البته به خودش ضرر زد چون مامان یکی به اون میداد و دو

تا خودش می خورد..........

دیگه نمی تونوم ادامه بدم  چون صدای قشنگش و از تو اتاق خواب می شنوم  .باید بروم و پسرم و واسه

ی خواب آماده کنم البته با این کار آمین جونم، از شر قر قر کردن پسرک نجات میدم.