سه روز که باراد مریض شده و خواب و خوراک و زندگی رو از من گرفته .دوست دارم گریه  کنم ......بریدم ، دیگه نمی دونم باید  چیکار کنم  خیلی براش ناراحتم ای کاش به جای اون من مریض می شدم اما این حال و روزش و نمیدیدم .دلم می خواد بلند بشه و بپر بپر کنه .....................