عید قربان  و ... یاد اون روزهایی که بابا جلوی چشم ،یک حیون خوشگل و  دوست داشتنی رو می

کشت و من ناراحت می شدم اما بدون هیچ شکوهای اون روز رو هم می گذروندم .مثل خیلی از این

 روزها .....................................